پژوهش در مديريت ورزش و ارتباطات ورزشي                         

 


پنجشنبه 26 مهر 1397

          درباره من


دانشیار دانشگاه پیام نور
حوزه مطالعاتی:
1. ارتباطات
2. رسانه
3. تبلیغات


دريافت فايل


مفهوم حاکمیت و حکومت در ورزش

در ادامه به مفاهیم حکومت و حاکمیت در ورزش کاری مشترک از سارا کشکر و حمید قاسمی پرداخته می شود.

مفهوم حاکمیت و حکومت در ورزش

در دهه اخیر، مفهوم حاکمیت ، به عنوان مفهومی کلیدی در مباحثات مربوط به توسعه بین المللی تبدیل گردیده است. بعد از یک دهه تلاش برای درک مفهوم حاکمیت در توسعه، هنوز این چالش ها ادامه دارد. واقعا معنا و مفهوم حاکمیت چیست؟ چطور می توانیم آن را اندازه گیری کنیم؟ مقیاس جهانی برای سنجش حاکمیت چیست؟ اهمیت حاکمیت در مقایسه با سایر عوامل در نتایج توسعه چیست؟ مرکز تحقیقات حاکمیت جهانی ( WGS) که در دانشگاه ملل متحد واقع شده است، برای توجه به این چالش ها به وجود آمده است. هدف WGS تولید اطلاعاتی در مورد مفهوم حاکمیت است، بطوری که بنیادی مستحکم برای نشان دادن نقش واقعی حاکمیت در توسعه و جوانب قدرتمند آن ارائه دهد (هایدن، 2003).
مفهوم حاکمیت معمولا در زمان بحث پیرامون مدیریت اجتماعی استفاده می شود، اما مفهوم آن همیشه روشن و مشخص نیست(پیترز، 1998). به قول کوفی عنان ، مدیر کل وقت سازمان ملل، " حاکمیت خوب شاید تنها عامل مهمی باشد که فقر را ریشه کن می کند و پیشرفت و توسعه را موجب می شود."
امروزه شاخصهایی برای ارزیابی حاکمیت در کشورها تعریف شده است که نتایج آن در سایت WGS که هدف آن ارائه داده های سیستماتیک و جدید در باره فرآیند حاکمیت است، درج گردیده است. در این سایت 16 کشور در حال رشد، مورد ارزیابی قرار گرفته اند که 51% کل جمعیت جهان را تشکیل می دهند(هایدن، 2003).
از نظر افراد جامعه شاید بین حکومت و حاکمیت تفاوتی وجود نداشته باشد. آنها حکومت را تنها مرجع حاکمیت و فرآیند حکومت می دانند و نگرش آنها در مورد قدرت دولت، انعکاس تفکر آنها در مورد حاکمیت است . حاکمیت مفهوم پیچیده ای است که حتی محققین نمی تواندد آن را به راحتی تعریف کنند. ( پی یر، 2000) حاکمیت مفهومی است که در زندگی روزمره و معمول شهروندان قابل مشاهده نیست و دیده نمی شود. مردم از خدمات عمومی استفاده می کنند، بدون اینکه بدانند حکومت و یا سازمانهای دیگری آن را اداره می کنند ( بولاکو، 2011).
حاکمیت شامل این مفاهیم است:
• وضع و اصلاح قوانین
• قدرت سیاسی و اخلاقی دولت
• استقلال سیاسی و قضایی یک جامعه
حاکمیت بسته به نوع و شیوه حکومت متفاوت است. در جمهوری‌ها معمولاً حاکمیت را به مردم نسبت می‌دهند و در پادشاهی‌ها به پادشاه نسبت داده می‌شود. حاکمیت خود دو نوع است. حاکمیت داخلی به معنی قدرتهایی که دولت بر اتباع خود و یا بر خارجیان ساکن کشور خود و یا کشتیهایش در دریاهای آزاد دارد. حاکمیت خارجی شامل حق داشتن روابط با سایر دولتها و یا بستن قرارداد و اعلان جنگ است. حاکمیت داخلی شامل حاکمیت سیاسی و حاکمیت قضایی است. دولتها ممکن است حاکمیت خارجی نداشته و این حاکمیت را به دولت دیگری واگذار کرده باشند که در این صورت دولت تحت‌الحمایه نام دارند(ویکی پدیا، 2011).
شیوه حکومت یا شیوه حکمرانی بر یک کشور اشاره به مجموعه‌ای از خصوصیات سیاسی دارد که یک حکومت را به منظور اجرای قدرتش بر یک بدنه سیاسی قدرت می‌دهد. شیوه حکومت، رژیم و یا سیستم حکومتی نیز خوانده می‌شود. علاوه بر کشورها سازمانهای مذهبی همچون کلیساها، شرکت‌ها، کلوب‌ها و سایر مجموعه‌های ملی نیز شیوه حکومتی دارند(آشوری، 1385).
خروجی حاکمیت و حکومت مشابه است. هردو قوانین مشخصی دارند و شامل مجموعه ای از فعالیتها هستند، اما فرآیندهای مورد استفاده آنها متفاوت است. از سویی دیگر، حکومت بخش قابل مشاهده در فرآیند ارائه خدمات عمومی است که دارای نظام قانونگزاری سیاسی است و نتایج فعالیتهای آن قابل اتکاست( بولاکو، 2011).
تحقیقات نشان می دهند که مردم حکومت را با مجموعه ای از وظایف و مسئولیتهای مختلف همراه می دانند و چنانچه حاکمیت درست عمل کند، انتظارات مردم از حکومت ها کاهش می یابد و لذا مسئولیتهای حکومتها کاسته می شود( بولاکو، 2011).
حاکمیت معمولا به صورت الگوی سنتی قدرت در جامعه تعریف می شود که در آن قدرت متمرکز است و سلسله مراتب قدرت حاکم است. مثلا رئیس جمهور بر وزرا تسلط دارد و وزرا بر مسئولین بخش خدمات اجتماعی شهری تسلط دارند و حکومت مرکزی بر حکومت محلی تسلط دارد (ریچاردز، 2002). پس به این ترتیب حاکمیت نشان دهنده تمرکز قدرت و تسلط سلسله مراتب قدرت در جامعه است و حکومت در واقع عامل اجرای آن چیزی است که حاکمیت در پی آن است (میهان، 2003).
حاکمیت شامل مفهوم هدایت، کنترل و قانونگزاری است. حاکمیت سازمانی مسئول نحوه عملکرد و هدایت کلی سازمان است و برای تمام نظام های قانونی ورزشی از باشگاه گرفته تا بدنه ملی، آژانس های دولتی، سازمانهای خدمات ورزشی و تیمهای حرفه ای در سراسر دنیا جزئی ضروری و رسمی است.( فرکینز، 2011) کمیسیون ورزش استرالیا ( ASC) حاکمیت را به عنوان ساختارها و فرآیندهای بکار برده شده توسط یک سازمان برای توسعه اهداف و مسیر استراتژیک، کنترل عملکرد آن در مقابل این اهداف و تضمین این که هیئت مدیره به نفع اغضا اقدام می کند، تعریف می کند (ASC، 2004).
حاکمیت سازمانهای ورزشی دربردارنده هیئت رئیسه سازمانهای ورزشی، سازمانهای خدمات ورزشی، تجهیزات ورزشی، باشگاهها یا لیگهای حرفه ای، فرانشیزها و غیره می باشد.
حاکمیت نظام مند شامل تعامل سازمانها و گروههایی است که در یک شهر یا منطقه در متن فعالیتهای ورزشی با یکدیگر کار می کنند و شامل روابط درون سازمانی، حاکمیت مشارکتی، حاکمیت شبکه ای، حاکمیت اخلاقی و روابط سهامداران می باشد.
حاکمیت جهانی شامل سازمانهای ورزشی جهانی و تعامل آنها با ملتهاست. سازمانهایی نظیر IOC، فدراسیونهای جهانی از آن جمله اند(فرکینز، 2011).
ادبیات مربوط به حاکمیت سازمانی را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: حاکمیت شرکتی که با حاکمیت منافع سروکار دارد و در جستجوی شرکتها و مؤسساتی است که بر حمایت و ارتقای ارزش سهامداران تمرکز دارد، حاکمیت غیرانتفاعی که به حاکمیت سازمانهای مبتنی بر داوطلبی مربوط می شود که در پی ارائه خدمات اجتماعی یا تسهیل فعالیتهای افراد در جامعه، فعالیتهای ورزشی یا هنری هستند( میرحیدر و همکاران، 1390).

منابع

1. آشوری داریوش(1358). فرهنگ سیاسی. چاپ دوازدهم، تهران: مروارید، ۷۹.
2. شیوه های حکومت، (2011). ویکی پدیا. شیوه های حکومت http://fa.wikipedia.org/wiki/
3. هوی راسل، اسمیت آرون، وستربیک هنس، استوارت باب، نیکولسون متیو (1390) مدیریت ورزشی(اصول و کاربردها)، ترجمه میرحیدر مینودختن، کشکر سارا، قاسمی حمید، رضایی نیا خسرو، تهران، علم و حرکت.


4. Burlacu Diana Elena (2011). Ineffective Governance leads to Stronger Government?
Public Attitudes, Government Responsibility and the Quality of Governance, Department of Political Science, Central European University, Budapest ELECDEM junior researcher – WP 8.

5. Ferkins Lesley (2011) Sport Governance, Sport Management Review (SMR).
6. Hyden Goran, Court Julius and Mease Ken(2003). GOVERNMENT AND GOVERNANCE IN 16 DEVELOPING COUNTRIES, World Governance Survey Discussion Paper 6, Oversea Development Institute (ODI). www.oecd.org/dataoecd/60/22/40024522.pdf

7. Meehan Elizabeth(2003). From Government to Governance, Civic Participation
and ‘New Politics’; the Context of Potential Opportunities for the Better Representation of Women, Centre for Advancement of Women in Politics School of Politics and International Studies,Queen's University Belfast, Occasional Paper No. 5.

8. Peters B. Guy, Pierre John(1998) Governance Without Government?Rethinking Public Administration, Journal of Public Administration Research and Theory , J-PART 8:2:223-243.
9. Pierre, Jon, and B. Guy. Peters. 2000. Governance, Politics, and the State. Basingstoke.Hampshire, UK: Macmillan.

10. Richards, D. and Smith, M. J. (2002) Governance and Public Policy in the UK. Oxford: Oxford University Press.






تاريخ  ارسال:پنجشنبه 6 مرداد 1390 - 15:34

کد:26185-1397







 کليه حقوق خبری و تصويری سايت متعلق به سايت شخصی دکتر قاسمی می باشد.