پژوهش در مديريت ورزش و ارتباطات ورزشي                         

 


سه شنبه 20 آذر 1397

          درباره من


دانشیار دانشگاه پیام نور
حوزه مطالعاتی:
1. ارتباطات
2. رسانه
3. تبلیغات


دريافت فايل


نقدي بر كتاب « ارتباطات عمومي در ورزش»

وقتي شكل و محتوا يكديگر را در نمي‌يابند

9 آذر 1390 ساعت 9:40
كتاب «ارتباطات عمومي در ورزش» نوشته سه دانش‌آموخته و استاد رشته تربيت‌بدني، با توجه به آنچه در پيشگفتار كتاب، احساس نياز و كمبود منابع آموزشي در حوزه مديريت در ورزش عنوان شده، وارد بازار نشر شده است.-
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نويسندگان اين اثر با آوردن بخش‌هاي «جان كلام» و «فعاليت‌هايي براي يادگيري» در ابتدا و انتهاي فصل‌هاي هفتگانه كتاب، مي‌كوشند مخاطبان را با جايگاه روابط ‌عمومي در سازمان‌هاي ورزشي و وظايف و حيطه عمل آن‌ها آشنا كنند.

براي آن‌كه بدانيم با وجود آثار مرتبط، متعدد و متنوع در حوزه‌هاي ارتباطات، رسانه، روابط‌ عمومي و روزنامه‌نگاري، چه خلايي در حوزه اين‌گونه آثار يا روابط عمومي‌هاي ورزشي احساس مي‌شد كه نويسندگان را برآن داشت تا كتابي ويژه ارتباطات ورزشي تاليف كنند، قرار شد با دكترحميد‌ قاسمي، يكي از نويسندگان كتاب گفت‌وگو كنيم اما تماس‌هاي مكرر با وي بي‌پاسخ ‌ماند.

وقتي سراغ نويسنده ديگر اين اثر، محمد اسماعيلي دانشجوي دكتري مديريت ورزشي رفتيم، او نيز با اين پاسخ كه «دكتر قاسمي اشراف بيشتري به كتاب دارند و بهتر است با ايشان در اين زمينه گفت‌وگو كنيد» ما را به نويسنده نخست كتاب ارجاع داد!

تلاش براي يافتن مولف ديگر اين كتاب نيز بي‌نتيجه ماند و همچنين اين سوال اساسي كه كتاب تاليف شده پاسخگوي كدام نياز اساسي در زمينه ارتباطات ورزشي است؟!

اگر قرار است دانشجوي گرايش «مديريت ورزشي» در رشته تربيت ‌بدني، آموزشي در زمينه روابط عمومي و خبررساني ببيند، بديهي است اين حوزه بايد به صورت كاملا تخصصي ورزشي آموزش داده شود اما از هفت فصل اين كتاب (جز در مواردي) دريافت مي‌شود كه اين كتاب چكيده‌اي از آثار متعدد مرتبط با ارتباطات، روابط‌ عمومي، رسانه مانند مقالات دكتر شكرخواه در زمينه روابط عمومي و كتاب‌هاي روابط عمومي برتر و همچنين فنون روابط عمومي است كه تنها با اندكي تصرف و گنجاندن واژه «ورزشي» در كنار كلماتي مانند سازمان‌ها، روابط ‌عمومي و نظير آن، تلاش شده كتاب ويژه آموزش روابط ‌عمومي ورزشي معرفي شود، به‌طوري ‌كه در مواردي به آساني مي‌توان با حذف كلمه «ورزشي» مضامين عنوان شده را به تمامي سازما‌ن‌ها و روابط ‌عمومي‌هاي غير مرتبط با ورزش و تربيت‌ بدني تعميم داد.

براي نمونه، در صفحه 90 از بخش «روابط با بخش دولتي» پاراگراف نخست آمده است:«همه سازمانهاي ورزشي مي‌توانند از رابطه سالم با هريك از موسسات دولتي، سياسي و حقوقي منتفع شوند.» مشاهده مي‌شود كه به راحتي مي‌توان با حذف كلمه «ورزشي» اين جمله را اين‌گونه تعبير كرد: همه‌ سازمان‌ها مي‌توانند از برقراري رابطه سالم با هر يك از موسسات دولتي، سياسي و حقوقي دولتي منتفع شوند!

از سوي ديگر، در اين كتاب تنها در بخش‌هايي كوتاه از هر فصل، مضاميني ويژه تربيت ‌بدني ‌عنوان مي‌شوند. مثال‌هاي آورده شده در كتاب هم نمودي غيربومي دارند و بيم آن مي‌رود كه مخاطب ايراني كمتر با آن ارتباط برقرار كند. براي نمونه، در مبحث رسانه‌هاي الكترونيك از فصل دوم، لازم به نظر مي‌رسد در كنار مثال‌هايي كه در سطح بين‌المللي ارايه مي‌شود، نمونه‌هايي هم از آنچه در كشور خودمان در زمينه‌هاي رسانه‌اي ورزشي جريان دارند، براي مخاطب بازگو شوند تا احساس بيگانگي كمتري با متن كتاب و آموزش‌هاي آن به مخاطب القا شود.

در فصل سوم اين كتاب، خبرنويسي به صورت فشرده آموزش داده شده و رهنمود‌هايي كوتاه ويژه گزارش‌ يك مسابقه ورزشي و شيوه تهيه و توزيع خبر توسط روابط‌ عمومي‌ها‌ي ورزشي آورده شده‌اند.

نويسندگان در فصل چهارم نيز عناويني مانند روابط با مشتري، روابط با حامي مالي يا اسپانسر و روابط با خيرين را به صورت ويژه و اختصاصي رشته تربيت‌بدني مطرح مي‌كنند اما در بيشتر فصل‌هاي كتاب با توضيحاتي كوتاه و مجمل به همراه ارايه مرجع‌هايي كه بيشتر آن‌ها مربوط به بيش از پنج سال گذشته‌اند، مي‌كوشند دانشجوي گرايش مديريت ورزشي را با عملكرد روابط‌ عمومي آشنا ‌كنند كه با توجه به توسعه روزافزون روابط عمومي‌ها، قدري تامل‌برانگيز است.

انتظار مي‌رفت در فصل ششم اين كتاب به مباحث تصويربرداري ورزشي و عكس‌برداري ورزشي به صورت ويژه‌تري پرداخته مي‌شد، نه فقط در حد مطالبي كه براي ساير دانشجويان روابط عمومي مطرح مي‌شود. علاوه بر آن‌كه همراهي تصاوير و جدول‌هاي ويژه مي‌توانست علاوه بر افزودن بر جذابيت اين بخش از كتاب، موجبات درك بهتر اين بحث را براي دانشجويان فراهم ‌آورد.

از سوي ديگر، جا داشت كه ورزشي بودن مبحثي مانند «نقش فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي در اقتصاد و تجارت ورزشي» در فصل هفتم كتاب، فقط در سطح تيتر و عنوان باقي نمي‌ماند و آموزش‌ها فراتر از سطح ساير روابط‌ عمومي‌هاي غيرمرتبط ورزشي بود.

با توجه به اين‌كه تاليف گروهي كتاب در كشورمان، به ‌عنوان موضوعي شايان توجه و با اهميت مطرح است، انتظار مي‌رفت نتيجه اين كار گروهي بسيار پربارتر از آنچه ارايه شده است، باشد و سطحي بالاتر از جزوه‌هاي دانشگاهي را در برگيرد.

كتاب «ارتباطات عمومي» نوشته دكتر حميد قاسمي، دكتر سارا كشكر و محمد اسماعيلي با هدف آموزش نحوه برقراري ارتباط توسط روابط عمومي‌ها از سوي انتشارات حتمي منتشر شده است.
کد مطلب : 121106
منبع : خبرگزاری کتاب ایران
................................
پاسخ به نقد
در ابتدا از نقاد عزیز سپاسگزارم که کتاب را خوانده و نظرات خود را در قالب نقد ارایه نموده اند. اما به نظرم در برخی موارد نیاز به توضیحاتی در نقدهای ارایه شده می باشد.
1. درمورد تماس های بی پاسخ با اینجانب می پذیرم که به دلیل مشغله های کاری و برخی سفرهای اخیر به استان های داخلی و خارج از کشور، جوابگو نبوده ام، که مطمئنا به منزله امتناع از پاسخگویی به سوالات نقاد عزیز به کتاب اینجانب و همکارانم نبوده است.
2. امیدوارم نقاد عزیز در موارد بعدی وقتی یکی از نویسندگان به احترام کسوت یا معلم و شاگردی، کار مصاحبه را به عنوان یک اقدام ارزشی به دیگری موکول می کند، از او به نیکی یاد کند. هرچند که این مساله نافی نقد در دسترس بودن نویسنده اصلی نیست امادر جای خود یک ارزش است.
3.وقتی از نویسنده دوم هم سوال کردم که چه را جواب گوی سوال نقاد محترم نبوده اید، اظهار بی اطلاعی کردند و به نظرم تلاش دوست عزیز در برقراری ارتباط با دکتر کشکر، کامل نبوده است. به هرحال سخن گفتن در خصوص یک اثر منتشر شده، فرصتی برای نویسندگان است تا اثر خود و ظرفیت های آن را معرفی نمایند و مطمئنا اکثر نویسندگان از آن استقبال می کنند. لذا امیدواریم این فرصت همچنان برای من و همکارانم حفظ شود.
4. كدام نياز اساسي در زمينه ارتباطات ورزشي؟! سوالی بوده است که به نظر منقد محترم بی پاسخ مانده است. لازم به توضیح است که ارتباطات عمومی در ورزش، درسی 2 واحدی است که به عنوان دروس اصلی تخصصی در رشته تربیت بدنی با گرایش مدیریت ورزشی وجود دارد. متاسفانه تاکنون منبع درسی مطابق با سرفصل های این درس وجود نداشت و تعدادی از همکاران دانشگاهی که مدرس آن بودند، همواره از اینجانب خواستار معرفی یا ارایه منبعی درسی بودند که تا به حال کتابی به عنوان "روابط عمومی ورزشی" به تالیف آقای استولد و همکاران و ترجمه اینجانب و همکارانم بدون توجه به سرفصل های مصوب و با سطح و حجمی در سطح مقطع کارشناسی ارشد و درسی با همین نام مورد استفاده قرار می گرفت. لذا در این شرایط هدف رفع این نیاز اساسی دانشگاهی بود.
5. این که کتاب نمی تواند جنبه کاربردی داشته باشد و مورد استفاده دانشجویان مدیریت ورزشی قرار گیرد، نظر منتقد محترم است که بنده خلاف آن فکر می کنم. با توجه به تالیف و ترجمه چندین کتاب در حوزه ارتباطات ورزشی، از جمله کتاب فعالیت های رسانه ای در ورزش، روابط عمومی ورزشی، خبرنگاری ورزشی،تصویربرداری ورزشی و مبانی گویندگی به نظرم می رسد که از مجموعه همه تجربه های نگارش قبلی و تدریس در دروس مختلف مربوطه به نحوی استفاده نمودم تا باساده سازی و کاربردی نمودن بتوانم شرایط شناخت، گرایش و عمل بیشتری را در کمترین حجم ممکن فراهم نمایم.
6. نقطه نظر منتقد در این باره که در خیلی از بخش ها با برداشتن کلمه ورزش می توان تعمیم عمومی به مطالب داد، نکته ای مهم در خصوص بسیاری از نظریه ها و مفاهیم در حوزه علوم انسانی است که معمولا از نظریه های روان شناسی در مدیریت و از نظریه های مدیریت عمومی در مدیریت ورزشی و... استفاده می شود. ضمن احترام به این نقد کلان که اکثریت کتب علوم انسانی را شامل می شود، به نظرم رفع این نقد به سال ها مطالعه و تحقیق و تجربه نیاز دارد تا بتوان حوزه ارتباطات ورزشی که امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاهی پیشرو می باشد را بدون استفاده از نظریه ها و مطالب دیگر به تحریر در آورد.
7. نقد منتقد در خصوص لزوم توجه به مثال های بومی منصفانه تر از دیگر نقدها می باشد. البته این که مثال های بومی در کتاب اصلا موجود نیست به نوعی کم لطفی است. به هرحال موارد با مثال های غیربومی مورد توجه نویسندگان قرار دارند تا تبدیل به مثال های بومی شوند. هرچند ذکر این نکته تاکیدی بر این مدعا است که این کتاب از منابع نسبتا به روز با زبان انگلیسی در رابطه با حوزه یاد شده بهره گرفته است.
8. نقد منتقد در رابطه به لزوم توجه بیشتر به بخش خبرنویسی نیز به جا می باشد و لازم است تا این مهارت ضروری در ارتبازطات در کتاب بیشتر تقویت شود.
9. نقد منتقد در رابطه با تلاش نویسندگان به آشنایی با فعالیت های روابط عمومی در رابطه با مخاطبین کلیدی، بدون اطلاعات کافی در این حوزه است. به عقیده اینجانب یکی از بخش های مناسب این کتاب، آشنایی با مخاطبین کلیدی سازمان های ورزشی در کم ترین حجم ممکن و با توضیحاتی روشن است که عمده مطالب آن از منبع درسی روز درس روابط عمومی ورزشی در دانشگاه های معتبر دنیا گرفته شده است. لذا امیدوارم منتقد عزیز در این خصوص تامل بیشتری داشته باشند.
10. در رابطه با فصل مربوط به تصویر برداری ورزشی نیز تنها منبع تالیفی که مربوط به اینجانب و همکارانم می باشد، براساس جدیدترین اطلاعات و آخرین یافته ها از المپیک پکن می باشد. بازهم با توجه به محدودیت اطلاعات در این خصوص، می توانیم ضعف در پیام رسانی به مخاطبی مثل منتقد را موردتوجه قراردهیم و درباره آن تلاش بیشتری داشته باشیم، اما بروز بودن اطلاعات و در مواردی انحصاری بودن برخی از آنها به زبان فارسی از تلاش های نویسندگان بوده است که به نظر نادیده گرفته شده اند.
11. در مورد فصل هفتم نیز معتقدم که بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات با رویکرد ورزشی، ظرفیتی در حجم نگارش چندین کتاب دارد که با توجه به نیاز دانشجوی کارشناسی و امکان درک و شناخت این حوزه و ارتباط آن با ورزش توضیحات مناسبی ارایه شده است. ضمن این که برای تدوین این فصل از مشاوره متخصصان این حوزه هم استفاده کرده ایم.
در مجموع بار دیگر از منتقد ارجمند سپاسگزاریم و اعتقاد داریم که نقد فرصتی برای بهبود و تکامل است.

تاريخ  ارسال:يكشنبه 20 آذر 1390 - 16:26

کد:26201-1397







 کليه حقوق خبری و تصويری سايت متعلق به سايت شخصی دکتر قاسمی می باشد.